سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
249
طب در دوره صفويه ( فارسى )
بعضىها چنين تصور مىكردند كه زوائد دوگانه مزبور در يك غلاف پوستى واحد قرار داشته و هر دو با يك رشته به رحم متصل مىباشند و در نتيجه رحم از بيرون به مثابه يك عضو واحد به نظر مىرسد . اينك ما مىدانيم كه اين حالت وجود دارد و ندرتا در برخى از زنها ديده مىشود آن را Double Uterus مىنامند . سيوطى مىنويسد كه زوائد دوگانه مزبور براى بارورىهاى توام هستند به علاوه چنين تصور مىشد كه حفره يا زائدهء سمت راست رحم مختص پيدايش جنين پسر و حفره يا زائدهء سمت چپ آن مختص پيدايش جنين دختر مىباشد . با اين تعريف و اين اعتقاد موضوع دوقلوهاى همجنس و يا چند قلوهاى بيش از دو نفر به صورت مسئله لاينحلى باقى مىماند . جرجانى براى توضيح اين مطلب و تائيد نظريه خود تئورى تشريح مقايسهاى را مطرح مىسازد و مىنويسد كه در رحم تمام پستانداران تعداد زوائد رحم مساوى تعداد پستانهاى آنها است و اضافه مىكند كه تعداد نوزادان در هر زايمان مساوى تعداد سر پستانهاى مادر و در نتيجه مساوى زوائد رحمى اوست . براى هر جنين يك زائده و يك پستان . براى اين مبنا رحم يك خوك ماده كه مىتواند يك دوجين بچه خوك در خود پرورش بدهد بايد داراى يك دوجين زائده و يا چيزى شبيه به كندوى زنبورها باشد ! جرجانى همچنين از قول روفوس « 10 » كالبدشناس سده پنجم قبل از هجرت مىنويسد كه در داخل رحم زن چهار زائده وجود دارد كه شبيه به نوك پستان هستند منتها با نوكى تيزتر و قاعدهاى پهنتر . ما مىدانيم كه يك چنين زوائدى كه Crouna رشد كرده مىباشند در رحم جانوران پيدا مىشود و كمتر در انسان ديده شده است . روفوس همچنين به وجود لولههاى تخمكرسانى در رحم گوسفند واقف بود و توضيحات او دربارهء رحم انسان بدون شك مبتنى بر مشاهدات و كشفيات او از رحم گوسفند مىباشد بههرحال اين يك حقيقت مسلم پزشكى است كه ندرتا در رحم انسان نيز يك چنين شاخكهائى در يك طرف يا هر دو طرف آن ديده مىشود و در پزشكى Uterus Unicornis و يا Uterus Bicornis ناميده مىشود . پزشكان ايرانى مىدانستند كه نسج رحم را يك شبكهء عصبى و عروقى فرا مىگيرد . جرجانى مىگويد كه يك حلقه عصب قعر الرحم و حلقه ديگرى وسط آن را در بر مىگيرد و اضافه مىكند كه رگهاى رحم فراوان ولى بسيار باريكند و همانند شبكهاى در بخش داخلى زهدان پخش مىباشند و اين همان بخشى است كه در پزشكى مدرن درون شامه زهدان يا مخاط داخلى رحم ناميده مىشود . از طريق اين رگها است كه خون حيض و غذاى مورد نياز جنين در رحم تامين مىگردد . علاوه بر عروق مذكور در فوق كالبدشناسان معتقد به وجود دو رگ ديگر نيز در رحم بودند كه آنها را الطالع و جمعشان را الطالعان مىناميدند و مىپنداشتند كارشان نطفه سازى است آنها به وجود رگهاى مشابهاى در اندامهاى تناسلى مرد نيز معتقد بوده و رگهاى
--> ( 10 ) - Rufus